یکی دو تا خاطره کوچولو...

    دیشب من و بابا شروین داشتیم تلویزیون نگاه میکردیم، یادم افتاد باید اس ام اسی بدم به کسی...دیبا داشت بازی میکرد ،بهش  گفتم مامانی اون موبایل منو از رو میز بهم بده لطفا...دیبا هم با ذوق دوید سمت میز ناهار خوری و دستشو دراز کرد تا موبایلو برداره...طفلک بچم خیلی تلاش کرد ولی دستش نرسید بهش...تا برگشت سمت ما ،نیکا دوید و به راحتی موبایلو برداشت و داد به من....خوب مسلما طبق معمول من و باباشون هم براش دست زدیم و تشکر کردیم....یهو دیدم دیبا چشماش پر اشک شد و با بغض رفت دوباره مشغول بازی با لگوهاش شد.منو شروین یه نگاه به هم کردیمو شروین بلند شد موبایل خودشو منو گذاشت جایی که دیبا راحت بهش دسترسی داشته باشه...و بعدش اومد نشست و خیلی عادی از دیبا دوباره همین درخواستو کرد....ذوقی که تو چشمای دیبا بود وقتی موبایلهامون رو برامون می آورد واقعا دیدنی بود....

    دخترکای من بلاخره به حرف افتادن....من عاشق حرف زدناشونم...حساب کنین دخترایی که تا حالا تقریبا هیچ حرفی نمیزدن یهو افتادن به حرف اونم از نوع سه سیلابی! به نیکا میگم مامانی آب میوه میخوای؟میگه نه!میگم اوکی پس چی میخوای؟ میگه آب پوتیگا!!!!!(آب پرتقال) یعنیا من روزی 1000 بار این سوالو ازش میپرسم که این جوابو بشنوم که سرشاااار بشم از حس زیبای مادری.....و منو داشته باشین که مجبورم هر بار بهش آب پرتقال هم بدم!

   کرگدن اسباب بازی بچه ها رو زیر مبل قایم میکنم میگم بچه ها کرگدنتون کو؟بیاین دنبالش بگردیم و خودم شروع میکنم مثلا گشتنو هی میگم آقا کرگدنه کجایییی؟؟؟؟؟؟و دخترای منم دنبالم راه می افتنو میگن.....کگگن؟؟؟....کگگن؟؟؟!!!!(همش با فتحه!)نمیدونییینننن چه ذوقی میکنم من.....چند روز پیش به یه دوستی  میگم بیا ببین اینا چه بامزه میگن کرگدن!بهشون بگو بگن کرگدن! میگه دیبااااا....نیکا..... بگین کرگردن!!!!!!یعنی من مونده بودم به کرگردن دوستم  بخندم یا به کگگن بچه های خودم!و بامزش اینجاس که وقتی بچه ها جوابشو دادن کلییییی ذوق کرده و به همسرش میگه وااایییی اینا خیلیییییی بامزه کرگردنو میگن!اونوقت بود که باید یکی منو از رو زمین جمع میکرد!

 

 

/ 17 نظر / 37 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان نفس

ای جاااااااااااان خدا حفظشون کنه انشاله زیر سایه بابا و مامان مهربونش همیشه سلامت و شاد باشن...هزارماشاله به این فرشته های نازنین

مهنوش

وای خدا نکشدت مردم از خنده به کرگردن !!!!!!!![قهقهه] من بجات بودم میترکیدم از خنده دخترات خیلیییییییییییییی ماهن . از طرف من یه عالمه بوسشون کن [ماچ][ماچ][بغل][گل][گل]

حنا( مامی حانیه و حنانه)

آفرین به مامان و بابای این جیگرا که اینقدر خوب و درست برخورد کردن با مسله آوردن موبایل دیبا الهی بمیرم برای چشای پر از اشک دیبا و فدای اون اب پوتیگا گفتن و ککگن گفتنشون

مامان محمدين

خيلي رفتارتون خوب و عالي بوده اي ولللللللللللللللللللللللللللللللللللل واي من مردم كرگردن........... واي جيگرمممممممممممن اين دو تا حالا صبرررررررررررر كن جمله بگن مست ميشي از جمله دو كلمه اي بره اون ور تر به مرحله اي از جنون ميرسي كه نگو تازه من هر روزززززززززززززززززز دارم بابت حرفاي پسرام بهشون هزاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااران بار ميگم عااااااااشقتم اونوختتتتتتتتت فكر كن اونم برگرده بگه عاشقتم......... من يه شب به شوهرم گفتم تو رو خدا اين رو بردار از جلوي من ببرش يه جائي... من ظرفيتم تكميله الانه كه با اين شيرين زبونياش بميرم.

دریا (مامان شهرزاد)

سلام وبلاگ قشنگی داری منصوره جان. دوقلوهات خیلی بانمکن خدا ایشالا برات حفظشون کنه. موفق باشی

آنا

واي منصوره عاشقشونم به خدا از طرف من بگير سفت بغلشون كن و بوسشون كن همون وسطم بگو بهشون بگن كرگدن راستي من اينجا متوجه شدم كرگردن كلمه اشتباهيست ميگن براي تربيت كودك بايد خودمون رو تربيت كنيم

پوپک

از همون اول با تجربه های شیرین دوستان دوقلودار روزهای سخت اولیه رو پشت سرگذاشتم حالا کم کم من هم روزهای شیرین رو با تمام وجود تجربه میکنم. میخام لحظه لحظه رو براشون ثبت کنم اما نمیتونم و از این بابت فکر میکنم یه چیزی رو هر لحظه از دست میدم و این نارحتم میکنه که بعدا این روزها تکرار نمیشه[افسوس]

مامان باران و بارین

سلام عزیزم..ماشالا دخترات خیلی نازن..خدا حفظشون کنه..دخترای من 8 ماهشونه...من شما رو لینک کردم..بهمون سر بزنو اگه خواستی لینکم کن..[ماچ]